top.window.moveTo(0,0); if (document.all) { top.window.resizeTo(screen.availWidth,screen.availHeight); } else if (document.layers||document.getElementById) { if (top.window.outerHeight نوشته های من

پرسه های عاشـــقانه

نوشته شده در جمعه 22 ارديبهشت 1391برچسب:,ساعت 13:52 توسط علی نيکنام| |

مادر 

گويند مرا چو زاد مادر

پستان به دهن گرفتن آموخت

شبها بر گاهواره من

بيدار نشست و خفتن آموخت

دستم بگرفت و پا به پا برد

تا شيوه راه رفتن آموخت

يك حرف و دو حرف بر زبانم

الفاظ نهاد و گفتن آموخت

لبخند نهاد بر لب من

بر غنچه گل شكفتن آموخت

پس هستی من ز هستی اوست

 تا هستم و هست ، دارمش دوست...

(ايرج ميرزا)


آدما تا وقتی کوچيکن دوست دارن برای مادرشون هديه بخرن اما پول ندارن